بی خواب، بیدار، خیره

خرید بک لینک

تند باد است
که اینگونه مرا میشکند
استخوان در بدنم خرد
دلم
آئینه ای مثله شده در سینه ای بسته!
صدایم مانده در نای فرو افتاده ام از نا
و چشمانی که از کشف شهود سرد انسانها
به غایت خسته شد
خسته!
دو پلکم را به سنگینی فرو می آورد
قافی که از جنس نبودن هاست!
و افکاری که در این خلسه ی مادام
به تندی میزند سیلی به هوشیاری شب هایم!
چو موجی بی مهابا بر تن صخره!
و من آماده رزمی شبانگاهی
مقابل ارتش صد فکر لاکردار بیداری !
در این میدان نمانده هیچ سربازی
که چشمان مرا در خیمه ی خوابم نگه دارد!
دو چشمم باز باید باشد امشب هم !
که من در قائله تنهاست!
میان ارتش صد فکر لاکردار بیداری !


#محمد_عظیمی_میم

خزان زده...

ما را در سایت خزان زده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 20:24

صفحه بندی